تبليغاتX
روان پزشکی نوین
۱/۷/۸۹
+ نوشته شده توسط رضا بیدکی در پنجشنبه یکم مهر 1389 و ساعت 22:26 |
 

Shared  psychotic disorder in an 8-years-old child: a Case Report Bidaki Reza1

Kouhnavard  Marjan2

 Hakim Shooshtari Mitra3

 Shariati  Behnam4

1.     MD, Residence of psychiatry, Iran university of  medical science (*corresponding author)

2.     Medical student MD, Iran university of  medical science

3.     MD,Psychiatrist, Assoc.prof, medical  Iran university of  medical science

4.     MD, Residence of psychiatry, medical Iran  university of  medical science

+ نوشته شده توسط رضا بیدکی در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 و ساعت 0:36 |
 

Methadone Aided Opium Detoxification in a 2.5 Years-Old Girl

 

Bidaki, Reza1 .sedaghati,Mahsa2.Hakim shoshtari,Mitra3 Ahmadkhniha,Hamidreza4

 

1.MD Residence of Psychiatry. Medical  science university of Iran. Reza_bidaki@yahoo.com

2.Medical student

3,4.MD.Psychiatrist. Medical  science university of Iran.

+ نوشته شده توسط رضا بیدکی در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 و ساعت 0:33 |
 

 

Idiopathic Thrombocytopenia and Neurologic manifestations in a young female leading to the     diagnosis of Wilson’s Disease

 

Seyyed Mohammad Salar Zaheryany[i], Reza Bidaki*[ii], Mohammad Rezvani[iii], Mitra Hakim Shooshtari[iv]

        

i Medical student, Iran University of Medical Sciences

ii Resident of Psychiatry, Iran University of Medical Sciences

iii Resident of Neurology, Iran University of Medical Sciences

iv Attending Physician, Prof. assistant of child and adolescence Psychiatry, Hazrat Ali Asghar Hospital

 

 



 

 

 

        

 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

 

 

 

 



 

 

 

        

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط رضا بیدکی در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 و ساعت 0:33 |
 

Methadone Aided Opium Detoxification in a 2.5 Years-Old Girl

 

Bidaki, Reza1 .sedaghati,Mahsa2.Hakim shoshtari,Mitra3 Ahmadkhniha,Hamidreza4

 

1.MD Residence of Psychiatry. Medical  science university of Iran. Reza_bidaki@yahoo.com

2.Medical student

3,4.MD.Psychiatrist. Medical  science university of Iran.

+ نوشته شده توسط رضا بیدکی در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 و ساعت 0:26 |
Kleine-Levin syndrome: A case report from Iran

Bidaki Reza1

Sedaghati Mahsa2

 Hakim Shooshtari Mitra3

 Ghalebandi Mir farhad4

1.     MD, Residence of psychiatry, medical university of Iran(*corresponding author)

2.     Medical student

3.     MD,Psychiatrist, Assoc.prof, medical university of Iran

4.     MD,Psychiatrist, Assct.prof, medical university of Iran

+ نوشته شده توسط رضا بیدکی در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 و ساعت 0:25 |
Title:

Early Onset Bipolar Disorder in a 5.5 years- old Child: a Case Report

Authors:

*Mina Zarei 1, Reza Bidaki MD 2, Mitra Hakim Shooshtari MD 3, Amir Shabani MD 4

1Medical Student, Department of Medicine, Iran University of Medical Sciences, Tehran, Iran

2Psychiatry resident, Psychiatry ward, Rasoul akram hospital, Iran University of Medical

Sciences, Tehran, Iran

3 Pediatrics psychiatrist, Pediatric psychiatry ward, Aliasghar hospital, Iran University of

Medical Sciences, Tehran, Iran

4 General psychiatrist, Iran University of Medical Sciences, Tehran, Iran

+ نوشته شده توسط رضا بیدکی در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 و ساعت 0:23 |

اختلال وسواسی- اجباري به دنبال تروما به سر: گزارش یک مورد نادر

دکتر رضا بیدکی 11 ، دکتر سید محمد فرشته نژاد 12 * ، دکتر امیر شعبانی 13

418 -412 ، فصلنامه علوم مغزواعصاب ایران، سال هشتم، شماره 25 ، بهار 1388

چکیده

سابقه و هدف: تروما به سر و آسیب مغزي بهعنوان یکی از دلایل نادر اختلال وسواسی - اجباري شناخته شده

است. در این گزارش یک مورد بروز اختلال وسواسی- اجباري پس از تروما به سر معرفی میگردد.

روش بررسی: بیمار پسر جوان 18 سالهاي است که بهعلت افتادن از اسب و ضربات لگد حیوان به سر با تشنج و

(ICU) کاهش سطح هوشیاري در بیمارستان بستري میشود. با گذشت پنج روز بستري در واحد مراقبت هاي ویژه

و افزایش سطح هوشیاري، بیمار دچارکاهش سرعت پردازش اطلاعات، کاهش توجه، افزایش حواسپرتی، نقایص در

حل مسئله، مشکلات حافظه و یادگیري مطالب جدید شده و رفتارهاي عجیب و بیهدف، پرخاشگري، تکانشگري و

آن خندیدن بود . بیمار در بیمارستان (compulsive) افکار وسواسی از خود بروز می دهد که جزء اجباري

روانپزشکی بستري و جهت وي تشخیص اختلال وسواسی- اجباري و اختلال فراموشی مطرح گردید. پس از 12 روز

بستري، با دریافت درمان دارویی و بهبود علایم و نشانههاي اختلال وسواسی- اجباري و نیز بهبود عملکرد حافظه از

بیمارستان مرخص شد.

نتیجه گیري: با وجود بروز کم اختلال وسواسی- اجباري به دنبال تروما به سر، باید در صورت بروز علایم روانپزشکی

پس از اینگونه حوادث، به فکر این اختلال بود.

واژگان کلیدي: اختلال وسواسی- اجباري، اختلال فراموشی، تروما به سر

Smf681@yahoo.com 1 دستیار روانپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی- درمانی ایران

کمیته پژوهشی دانشجویی، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی- درمانی ایران (* نویسنده مسوول) ،MPH 2 پزشک عمومی، دانشجوي

٣ متخصص روانپزشکی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی- درمانی ایران، مرکز تحقیقات بهداشت روان، انستیتو روانپزشکی تهران

مقدمه

Obsessive ) OCD اختلال وسواسی - اجباري یا

به عنوان یک بیماري (Compulsive Disorder

روانپزشکی ناتوانکننده با باورها، افکار، هیجانها یا

تکانههاي عود کننده و پایدار که مصرانه خود را وارد

خودآگاه فرد میسازد و با رفتارها و فعالیت ذهنی

تکرارشونده در پاسخ به وسواسها همراه است

(اجبار)، شناخته میشود. این افکار یا اعمال مستمر و

تکراري سبب اتلاف وقت شده و در روند معمولی و

طبیعی زندگی فرد، کارکرد شغلی، فعالیتهاي

معمول اجتماعی و روابط بین فردي او اختلال فابل

ملاحظهاي بهوجود میآورند. 1

شیوع اختلال وسواسی - اجباري در طول عمر در

جمعیت کلی دو تا سه درصد تخمین زده می شود .

ابتلاء در زن و مرد یکسان است و میانگین سن شروع

20 سالگی است. البته برخی از پژوهشگران تخمین

زدهاند که میزان شیوع این اختلال در بین بیماران

سرپایی کلینیکه اي روانپزشکی تا 10 درصد نیز

میرسد که این ارقام، اختلال وسواسی - اجباري را

پس از فوبیها، اختلالات وابسته به مواد و اختلالات

افسردگی در مرتبه چهارم شایعترین تشخیص هاي

روانپزشکی قرار میدهد. 2

مطالعات اخیر نشان میدهد که حلقه ي فرونتال -

نقش دارد. 3 از سوي OCD ساب کورتیکال در پاتوژنز

دیگر، تروما به سر و آسیب مغزي به عنوان یکی از

دلایل نادر این اختلال شناخته شده است که از

شیوعی نزدیک به سه درصد در مطالعات مختلف بر

روي افراد دچار تروما به سر برخوردار است . 4

همچنین با بررسی 60 بیمار مبتلا به اختلال

وسواسی- اجباري نشان داده شد که تنها در یک نفر،

تروما به سر بهعنوان عامل آغازکننده احتمالی مطرح

میباشد. 5 تروما به سر میتواند با اختلالات شناختی

را تحت OCD نیز همراه باشد که معمولاً تظاهرات

الشعاع قرار میدهد و از آن جمله میتوان به اختلال

فراموشی و دمانس اشاره کرد. 6

تاکنون کمتر از 45 مورد از بیمارانی که بهدنبال تروما

به سر دچار اختلال وسواسی- اجباري شدهاند گزارش

7 که در اکثر موارد نیز نتایج درمانی - شده است 14

موفق نبوده است.

از اینرو در گزارش حاضر، یک مورد نادر که پس از

تروما به سر دچار اختلال وسواسی - اجباري و

فراموشی شد و برخلاف بیشتر گزارش هاي پیشین،

نتایج درمانی مناسبی نیز حاصل گردید، معرفی

می شود.

معرفی بیمار

بیمار پسر جوان 18 ساله، مجرد، محصل در مقطع

پیش دانشگاهی و عضو یک خانواده شش نفره با

وضعیت اجتماعی- اقتصادي پایین بود که در اوایل

مهرماه 1386 پس از واژگونی از روي اسب و اصابت

لگد اسب به سر و صورت وي، دچار تشنجات ژنرالیزه

تونیک- کلونیک به همراه استفراغ شده و با کاهش

سطح هوشیاري و کوما، ابتدا به مدت چهار ساعت در

یکی از بیمارستانهاي شهرستان شهریار و سپس در

بخش مراقبتهاي ویژه یکی از بیمارستانهاي تهران

به مدت پنج روز بستري شد . پس از افزایش سطح

هوشیاري نیز به مدت 45 روز در آن بیمارستان

بستري بود. با بهبودي سطح هوشیاري، بیمار دچار

رفتارهاي بیهدف و عجیب شد و در کنارآن از

بی اختیاري ادرار و مدفوع نیز رنج می برد . از جمله

رفتارهاي بیمار میتوان به بازي کردن با مدفوع خود،

درآوردن لباس در انظار عمومی، بهکار بردن واژه هاي

رکیک و پرخاشگري فیزیکی و کلامی اشاره کرد. لازم

به ذکر است بیمار پیش از این هیچگونه سابقه مشکل

413 / فصلنامه علوم مغزواعصاب ایران سال هشتم- شماره 25

مشابه یا بیماريهاي روانپزشکی و همچنین مشکلات

طبی دیگر نداشت. به همراه این علایم، بیمار تب نیز

Different Axial داشته است که جهت وي

و یا انسفالیت مطرح شد که در (DAI) Injury

نهایت به روانپزشک معرفی و پس از 16 روز بستري

در یک مرکز خصوصی، در یک مرکز آموزشی -

درمانی روانپزشکی در تهران بستري شد . در

مغز نرمال بوده ولی در MRI ، بررسی هاي انجام شده

تغییرات غیرطبیعی وجود داشت . البته بیمار EEG

بعد از بستري اولیه نیز چندین مرتبه تشنج به همراه

اپیستاکسی داشته است.

بیمار از کاهش حافظه نیز شکایت داشت و اطرافیان

خود را به خاطر نمیآورد. گهگاه گریه می کرده و با

خودش صحبت می کرده است و چند روز پس از

حادثه، دچار هذیان و توهم ش نیداري شده است .

همچنین بیمار وسواس فکري جنسی نسبت به محارم

خود داشته است و احساس گناه و بیارزشی و عقاید

مذهبی شدید را ذکر میکرد. بیمار در مرتبه نخست

بستري در بیمارستان تحت درمان با لاموتریژین،

کلوزاپین و کلونازپام قرار گرفت.

در مصاحبه و شرح حال گرفته ش ده از بیمار، سابقه

مصرف مواد، مشکلات زایمانی و مادرزادي (به جز

انحراف تیغه بینی و استرابیسم )، سابقه مشکلات

جنسی و سابقه بیماري در اعضاي خانواده (به جز

سابقه تشنج نوزادي در برادر بیمار) گزارش نگردید و

از لحاظ تحصیلی وضعیت مناسبی داشت. در مصاحبه

بالینی روانپزشکی، عاطفه محدود، حاشیه پردازي

احساس گناه و بی ارزشی و ،(Circumstantiality)

افکار وسواس مشهود بود و در ضمن توهم شنیداري

هم ذکر میشد. در بررسی وضعیت حافظه، حافظه ي

مختل بود درحالیکه حافظه ي (Immediate) فوري

بیمار طبیعی به - (Remote) و دور (Recent) اخیر

Antrograde ) نظر میرسید و فراموشی آنتروگراد

داشت. بیمار از جهتیابی، تمرکز و (Amnesia

قضاوت نسبتاً مناسب و بینش کاملی برخوردار بود

ولی محاسبات و توجه مختل داشت. همان گونه که

پیشتر نیز ذکر شد، وسواس بیمار به صورت وسواس

فکري جنسی نسبت به محارم خود بود و خندیدن به

(Compulsion) دنبال این افکار، بهعنوان جزء اجبار

افکار وسواسی وي نمایان بود.

در معاینه فیزیکی بیمار، ازوتروپی چشم چپ و پتوز

مختصر پلک چپ مشهود بود که به گفته همراهان

قبل از تروما وجود نداشت؛ ولی سایر معاینات و از

جمله معاینات عصبی نرمال بود . در بررسی ها ي

پاراکلینیک انجام شده، در ابتداي بستري آنزیم هاي

کبدي به بیش از 3 برابر محدوده نرمال افزایش یافته

بود که پس از مدتی کاهش پیدا کرد و به محدوده

نرمال بازگشت. سایر آزمایشات بیمار طبیعی بود.

پس از ارزیابی و جمعبندي یافتههاي مصاحبه بالینی

روانپزشکی، کاهش سرعت پردازش اطلاعات، کاهش

توجه، افزایش حواسپرتی، نقایص در حل مسئله،

مشکلات حافظه و یادگیري مطالب جدید به عنوان

نشانههاي شناختی بیمار و پرخاشگري، تکانشگري و

افکار وسواسی بهعنوان نشانههاي رفتاري بیمار مطرح

گردید. بر اساس معیارهاي تشخیصی چهارمین

ویرایش کتابچه تشخیصی و آماري اختلالات روانی

و با توجه به وجود تروما به سر بهعنوان (DSM-IV)

Dementia آغازگر علایم بیمار، جهت وي تشخیص

و نیز اختلال وسواسی- اجباري مطرح Pogilistica

گردید. در آزمون اولیه که در بدو بستري در مرکز

روان پزشکی جهت ارزیابی دمانس بیمار انجام شد، بر

Mini-Mental State (MMSE) طبق آزمون

16 و 15 نمره 22 به وي تعلق گرفت و حافظه Exam

فوري وي مختل بود. بیمار تحت درمان با لاموتریژین

414 / اختلال وسواسی- اجباري به دنبال تروما به سر: گزارش یک مورد نادر

و سرترالین قرار گرفت. در مصاحبه روان پزشکی که

3 روز بعد به انجام رسید، افکار وسواسی از نظر

شدت، کیفیت و فرکانس کاهش داشت و رفتار بیمار

بهتدریج طبیعی شده و پرخاشگري برطرف شده بود .

به 28 افزایش یافت و MMSE همچنین نمره آزمون

کارکرد حافظهي وي بهتر شد؛ به طوري که اختلال

واضحی در حافظهي فوري وجود نداشت . در ارزیابی

که 5 روز بعد از آن انجام گرفت، افکار وسواسی

تقریباً محو شد و عملک رد حافظه ي بیمار بهبودي

Wechsler Memory بیشتري یافت و بر اساس

معادل ( Memory quotient) MQ نمره 3 Scale

62 داشت که در محدوده ي نرمال قرار می گرفت

17.(48-143)

یا (Y-BOCS) ضمناً از بیمار آزمون ییل - براون

Yale-Brown Obsessive-Compulsive

انجام گرفت که نمره وسواس بیمار Rating Scale

معادل 11 برآورد شد. 19 و 18

لازم به ذکر است که در طی این مدت بر اساس

مصاحبه بالینی و معاینات، عارضه دارویی مشخصی

در وي گزارش نگردید و پس از 12 روز بستري با

بهبود علایم از بیمارستان مرخص شد.

مجدداً با گذشت 6 ماه از ترخیص بیمار، از وي

مصاحبهاي بهعمل آمد . مشخص شد بیمار تحت

درمان با لاموتریژین ( 200 میلی گرم، 2 تا صبح، 2 تا

شب)، پیراستام (یکی صبح، یکی شب )،

کلردیازپوکساید ( 20 میلی گرم، یکی صبح، یکی شب

که بهتدریج کاهش یافته است)، جین کوتیدي (یکی

صبح، یکی شب)، سرترالین ( 100 میلی گرم، یکی

صبح، یکی شب) و ایمی پرامین ( 20 میلی گرم، یکی

صبح، یکی شب) قرار دارد. بر اساس نتایج مصاحبه

علیرغم بهبود نسبی در زمان ترخیص، افکار جنسی

همچنان با شدت کمتري ادامه دارد ولی خندیدین

بیمار بهدنبال این افکار اتمام یافته است . از سویی

بیمار وسواس شدید شست و شو پیدا کرده است و

حافظه نزدیک و گذشته اخیر وي کماکان مختل می-

باشد. بیمار به علت فراموشی و نیز بهدنبال استشمام

بوي تند سیگار دچار خشونت کلامی میشود . علایم

سایکوتیک ندارد و فعالیت قابل توجهی انجام

نمی دهد و از خلقی تحریک پذیر برخوردار است . در

آزمون ییل- براون که مجدداً پس از 6 ماه از وي

انجام شد، نمره 16 به وي تعلق گرفت.

بحث

در این گزارش یک مورد بیمار که به دنبال تروماي به

سر دچار اختلال وسواسی - اجباري و اختلال

فراموشی شده بود معرفی گردید که بهخوبی نیز به

درمان پاسخ داده بود. همانطور که پیشتر نیز اشاره

شد، بروز افکار وسواسی بهدنبال تروما به سر نادر می-

باشد. 20 و 11 آسیب ترومایی به سر اغلب سبب

اختلالات روانپزشکی می شود 20 که تکانشگري

Affective ) ناپایداري عاطفی ،(Impulsivity)

Disinhibition و مهارگسیختگی (instability

شایعترین این موارد میباشند و در مقابل، افسردگی،

مانیا و اختلال وسواسی- اجباري از شیوع کمتري به-

دنبال تروما به سر برخوردارند. 11 مطالعات نشان می -

دهد که بهغیر از تروما، موارد دیگري نیز همچون

تومورها 22 و 21 و 14 ، انفارکتوس مغزي 24 و 23 و سایر

پاتولوژيهاي لوب فرونتال 10 میتوانند منجر به بروز

اختلال وسواسی- اجباري اکتسابی شوند. شروع

به دنبال تروما به سر میتواند بین 1 تا 4 روز OCD

پس از آن متغیر باشد. 10 مطالعات اخیر حاکی از آن

بهدنبال تروما به سر معمولاً OCD است که بروز

تحت تاثیر شرایط اولیه ساب کلینیکال بیمار، محل

ضایعه و آسیب مغزي، استرس هاي محیطی و

415 / فصلنامه علوم مغزواعصاب ایران سال هشتم- شماره 25

پروسه ي بازتوانی بیمار است. 25 نتایج پژوهشها نشان

میدهد که اختلال عملکرد لوپهاي اربیتوفرونتال و

سینگولیت- ساب

کورتیکال قدامی مسئول بروز علایم و نشانه هاي

میباشند؛ 27 و 26 که این اختلال عملکرد می - OCD

تواند هم به صورت افزایش و هم کاهش در فعالیت

این حلقهها باشد. در تروماها نیز آسیب به این مناطق

ثانویه میشود که این نظریه در OCD منجر به بروز

مطالعات نوروسایکولوژیک مختلف به اثبات رسیده

است. حتی برخی از محققان عقیده دارند که بسیاري

از افرادي که لوب فرونتال آن ها درگیر است،

رفتارهاي تکرار شوندهاي دارند که خود از آنها آگاه

را بهدنبال تروما و OCD نیستند و همین عامل بروز

درگیريهاي لوب فرونتال کم جلوه میدهد. 29 و 28

در یکی از موردهاي مشابه معرفی شده اخیر، بیماري

بهدنبال تصادف با اتومبیل و تروماي دو طرفه به لوب

فرونتال، دچار وسواس نظافت شده بود؛ به طوري که

مرتباً به حمام میرفته و دستان خود را چندین مرتبه

میشسته است. 3

تروما به سر میتواند با اختلالات شناختی نیز همراه

را تحت الشعاع قرار OCD باشد که معمولاً تظاهرات

میدهد و از آن جمله میتوان به اختلال فراموشی و

دمانس اشاره کرد. 6 در مطالعه حاضر نیز بیمار به

دچار شده (Immediate) اختلال حافظه ي فوري

بود.

از نظر درمانی، تاکنون اکثر بیمارانی که بهدنبال تروما

شدهاند پاسخ مناسبی به درمان OCD به سر دچار

ندادهاند ولی اکثر مطالعات استفاده از داروهاي

Selective serotonin reuptake (SSRI)

را در این موارد توصیه میکنند . 31 و 30 در inhibitors

یکی از مطالعات مشابه، بیماري که پس از تصادف و

شده بود تحت درمان با OCD تروما به سر دچار

فلوکستین قرار گرفت و نتایج درمانی مطلوبی نشان

داد. 32 در همین مطالعه پژوهشگران با استفاده از

123 ] نشان دادند که I]β-CIT SPECT روش

چگالی و تراکم گیرنده هاي سروتونین در این فرد

کاهش یافتهاست و این امر می تواند دلیلی براي

توجیه اثربخشی فلوکستین در درمان وي باشد .

محققان در این مطالعه کاهش گیرندههاي سروتونین

را نیز با تعداد کم نورونهاي صعودي در هسته رافه

که با آسیبهاي حلقه اربیتوفرونتال همراهی دارد و

بهدنبال تروما به سر نقش دارد، توجیه OCD در بروز

کردهاند. 32

در مطالعه حاضر نیز بیمار بهخوبی به درمان با یک

پاسخ داد و با گذشت 8 روز از شروع درمان SSRI

علایم مربوط به اختلال وسواسی - اجباري وي

بهبودي نسبتاً کاملی یافت.

نتیجهگیري

بهنظر میرسد علیرغم بروز کم اختلال وسواسی -

اجباري بهدنبال تروما به سر، باید در صورت بروز

علایم روانپزشکی پس از اینگونه حوادث، به فکر این

اختلال بود و با توجه به پاسخ مطلوب به درمان

دارویی (هر چند بر پایه شواهد اندك موجود)، درمان

مناسبی را آغاز نمود. از سوي دیگر انجام مطالعات

بیشتر بر روي موارد مشابهی که پس از تروما به سر

شدهاند، میتواند به شناخت بهتر OCD دچار علایم

پاتوژنز و پاتوفیزیولوژي این اختلال کمک نماید، هر

چند با توجه به نادربودن این موارد، ادامه روند ارائه

گزارش هاي موردي پاسخ به درمان، تدریجاً به غناي

اطلاعات موجود کمک می کند.

416 / اختلال وسواسی- اجباري به دنبال تروما به سر: گزارش یک مورد نادر

منابع

1. American Psychiatric Association. Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders. 4th

text revision ed. Washington, DC: American Psychiatric Association, 2000.

2. Kaplan HI, Sadock BJ. Synapsis of Psychiatry. 8th edition, Baltimore, William & Wilkins, 1998.

3. Bilgic B, Baral-Kulaksizoglu I, Hanagasi H, Saylan M, Aykutlu E, Gurvit H, Emre M.

Obsessive-compulsive disorder secondary to bilateral frontal damage due to a closed head

injury. Cognitive & Behavioral Neurology 2004; 17(2): 118-20.

4. Epstein RS, Visano RJ. Anxiety disorders. In: Silver JM, Yudofsky SC, Halen RE, eds.

Neuropsychiatry of Traumatic Brain Injury. Washington, DC: American Psychiatry Press, 1994;

pp. 285–311.

5. Jenike MA, Brandon AD. Obsessive-compulsive disorder and head trauma: A rare association.

Journal of Anxiety Disorder 1988; 2(4): 353-359.

6. Coetzer BR. Obsessive-compulsive disorder following brain injury: a review. International

Journal of Psychiatry Medicine 2004; 34(4): 363-77.

7. Donovan NJ, Barry JJ. Compulsive symptoms associated with frontal lobe injury. American

Journal of Psychiatry 1994; 151: 618.

8. Kettl PA, Marks IM. Neurological factors in obsessive compulsive disorder. Two case reports

and a review of the literature. British Journal of Psychiatry 1986; 149: 315–319.

9. Lishman WA. Brain damage in relation to psychiatric disability after head injury. British

Journal of Psychiatry 1968; 114: 373–410.

10. McKeon J, McGuffin P, Robinson P. Obsessive–compulsive neurosis following head injury. A

report of four cases. British Journal of Psychiatry 1984; 144: 190–192.

11. Berthier ML, Kulisevsky JJ, Gironell A, López OL. Obsessivecompulsive disorder and

traumatic brain injury: behavioral, cognitive, and neuroimaging findings. Neuropsychiatry

Neuropsychology & Behavioral Neurology 2001; 14: 23–31.

12. Hendler T, Goshen E, Tadmor R, Lustig M, Zwas ST, Zohar J. Evidence for striatal modulation

in the presence of fixed cortical injury in obsessive–compulsive disorder (OCD). European

Neuropsychopharmacology 1999; 9: 371–376.

13. Ko SM. Obsessive–compulsive disorder following head injury. International Journal of Clinical

Practice 1997; 51: 336–338.

14. Kant R, Smith-Seemiller L, Duffy JD. Obsessive–compulsive disorder after closed head injury:

review of literature and report of four cases. Brain Injury 1996; 10: 55–63.

15. Folstein MF, Folstein SE, McHugh PR. Mini-mental state: A practical method for grading the

cognitive state of patients for the clinician. J Psychiatric Research 1975; 12:189.

16. Tangalos EG, Smith GE, Ivnik RJ, Petersen RC, Kokmen E, Kurland LT, Offord KP, Parisi JE.

The Mini-Mental State Examination in general medical practice: Clinical utility and acceptance.

Mayo Clinic Proceeding 1996; 71: 829-37.

17. Kaplan HI, Sadock BJ. Synapsis of Psychiatry. 10th edition, Baltimore, William & Wilkins,

2007.

18. Goodman WK, Price LH, Rasmussen SA, Mazure C, Fleischman RL, Hill CL, Heninger GR, &

Charney DS. The Yale-Brown Obsessive Compulsive Scale: I. Development, use, and

reliability. Archives of General Psychiatry 1989; 46: 1006-1011.

19. Goodman WK, Price LH, Rasmussen SA, Mazure C, Delgado P, Heninger GR, & Charney DS.

The Yale-Brown Obsessive Compulsive Scale: II. Validity. Archives of General Psychiatry

1989; 46: 1012-1016.

20. Hibbard MR, Uysal S, Kepler K, Bogdany J, Silver J. Axis I psychopathology in individuals

with traumatic brain injury. Journal of Head Trauma Rehabilitation 1998; 13: 24–39.

417 / فصلنامه علوم مغزواعصاب ایران سال هشتم- شماره 25

21. Eslinger PJ, Damasio AR. Severe disturbance of higher cognition after bilateral frontal lobe

ablation: patient EVR. Neurology 1985; 35: 1731–1741.

22. Cambier J, Masson C, Benammou S, Robine B. Graphomania. Compulsive graphic activity as a

manifestation of fronto-callosal gliomas [in French]. Review of Neurology 1988; 144: 158–164.

23. Paunovic VR. Obsessional syndrome after organic cerebral involvement [in French]. Annals of

Medical Psychology 1984; 142: 379–382.

24. Kim KW, Lee DY. Obsessive–compulsive disorder associated with a left orbitofrontal infarct.

Journal of Neuropsychiatry & Clinical Neuroscience 2002; 14: 88–89.

25. Grados MA. Obsessive-compulsive disorder after traumatic brain injury. International Review

of Psychiatry 2003; 15(4): 350-8.

26. Saxena S, Brody AL, Schwartz JM, Baxter LR. Neuroimaging and frontalsubcortical circuitry in

obsessive–compulsive disorder. British Journal of Psychiatry 1998; 35: 26–37.

27. Tekin S, Cummings JL. Frontal-subcortical neuronal circuits and clinical neuropsychiatry: an

update. Journal of Psychosomatic Research 2002; 53: 647–654.

28. Hahm DS, Kang Y, Cheong SS, Na DL. A compulsive collecting behavior following an A-com

aneurysmal rupture. Neurology 2001; 56: 398–400.

29. Volle E, Beato R, Levy R, Dubois B. Forced collectionism after orbitofrontal damage.

Neurology 2002; 58: 488–490.

30. Pigott TA, Seay SM. A review of the efficacy of selective serotonin reuptake inhibitors in

obsessive-compulsive disorder. Journal of Clinical Psychiatry 1999; 60: 101–106.

31. Bhangoo RK. Pathophysiology and treatment of secondary obsessive-compulsive behaviors and

tics. Seminars in Clinical Neuropsychiatry 2000; 5: 250–258.

32. Stengler-Wenzke K, Müller U. Fluoxetine for OCD after brain injury. American Journal of

Psychiatry 2002; 159(5): 872.

418 / اختلال وسواسی- اجباري به دنبال تروما به سر: گزارش یک مورد نادر

+ نوشته شده توسط رضا بیدکی در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 و ساعت 0:21 |